خانه ی "دوست" کجاست؟
خانه ی "دوست" کجاست؟
در فلق بود که پرسید سوار.
آسمان مکثی کرد.
رهگذر شاخه ی نوری را که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است
و در آن عشق به انداره ی پر های صداقت آبی است.
میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ
سر بدر می آرد
پس به سمت گل تنهایی میپیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره ی جاوید اساطیر زمین میمانی
و ترا ترسی شفاف فرا میگیرد.
در صمیمیت سیال و فضا
خش خشی میشنوی:
کودکی میبینی
رفته از کاج بلندی بالا
جوجه بردارد از لانه ی نور
و از او میپرسی:
خانه ی "دوست" کجاست؟
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت 23:11 توسط ناشکیبا
|
ای دوست