یک کلام!

کاش نلرزد این دل.

دوباره!

باز هم همین ضیافت قدیمی. 

به همین منوال با عطر آهنگی که همایون برای تبریک عید منتشر کرده. به دریا پیام دادم و نوشتم: کلا با صدای این بشر اشک به من رو میاره حتی با همین آهنگ شاد. 

دلم تنگه، تنگ ناکجای بی زمان منگی که نشانش رو نمی دونم. من از خودم زیادی ام انگار. این وبلاگ با کیبورد های قدیمی کامپیوتر قدیمی خانه ی کوچکم بیشتر راه می آید تا دکمه های بی صدای لپ تاپم. ما را با هم عهدیست اما نمی دانم که آیا هنوز فراموشش نکرده ایم یا نه!