من وقتی نمی دانم لحظه هایم را چه طور بگدرانم, جلوی کمد ام می نشینم, لپ تاپ را روشن می کنم و وبلاگ را باز می کنم تا نوشته های قدیمی ام را بخوانم که بر ام گردانند به روز هایی که دوست نمی داشتم و بعد سعی می کنم حواسم نباشد به هر گذری که توی اتاق و راهرو های خوابگاه اتفاق می افتد...

و بعد, هندزفریم رو توی گوشام می ذارم و سیمش رو می مکم که شاید درمان بشه این دل تنگ و این حال نامعلوم...

سیم شارژرم شیرین ترین آب نبات دنیاست, می فهمی تو؟!